|
|
|
|
|
بهار که بیاید گلهای زیبا بر شاخسار لبخند میزنند
بلبلان نغمه عشق می سرایند . نسیم مژده حیات می دهد. درختان به هم تعظیم میکنند خورشید مهربانی می تاباند چشمه ساران بر زمین خطی از زندگی می کشند خانه های گرم و کوچه های تنگ ٫مردم را در آغوش می گیرند شادی در دلها تقسیم میگردد در نگاهها شور زندگی موج میزند ................. ............... بهار ۸۶ را با دلی سرشار از مهر ایزد منان و با سبدی پر از عشق به همه شما تبریک میگویم.
نوروز مبارک
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 16:29 توسط محمد .ا
|
|
||
|
|
|
|
|
هنوز بغضی که از هوای آشنائی با تو در گلویم بوجود امد در من نهفته هست
نمی دانم ترس از تر شدن خواب ترانه بود یا ترک برداشتن غرورم که بغضم را فرو خوردم. من مدتها ست که دیگر هیچ چیز را بدل نمیگیرم میدانی از کی؟؟؟ از آن لحظه که بخار دهان چشم انتظار مسافران لحظه ها در هوای سرد انتظار یخ زد و آرزوهای من نیز. از همان لحظه که بال پرواز پروانه به جرم زیبا بودن با سوزن سر جفا آذین دفتر های خاطرا ت گشت. و کسی برای غربت آن گریه نکرد حتی دریغ از لحظه ای سکوت احترام از همان زمان که سهم خواهش های عاشقانه من گریه های دروغین و سهم رفتنهای دلتنگی من خنده های زیرکانه شد به گمانم فکر کردی فراموشم شد قرار بر این گذاشتم که دیگر در ابری ترین لحظات نیز بارانی نشوم اما اکنون دلخوشی تازه پیدا کردم دلخوشی تازه من قرار این دل بیقرار با تو در عالم رویا تا واقعیت است نکند که در عالم خواب هم چشم انتظار بمانم تو که این دلخوشی را از من نخواهی گرفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 12:55 توسط محمد .ا
|
|
||
|
|
|
|
|
سمت آبادي احساس بيا كه صنوبر دارد باغ هرخاطره اي وبراي هر فصل؛ نورِِِ ناخوانده ترين مهمان است و كبوتر اينجا از شكار صياد تا ابد پنهان است |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 11:56 توسط محمد .ا
|
|
||