تبليغاتX
راه اندیشه
آموزشی اجتماعی

 

پرنده بال مي زند     پرنده ناله مي كند

 

پرنده پركشيده تا قفس رها كند

 

و خويش را ز زندگي جدا كند

 

پرنده با ل با ل مي زند

 

در انتظار روزهاي بهتري كه وعده كرده اي به ا و

 

در انتظار آن فضاي بيكران

 

كه پر كشد در آن بسوي آسمان

 

پرنده را رها كن اي خداي من

 

پرنده را رضا كن اي خداي من

 

چو در قفس نهاديش چه وعده ها كه داديش

 

تو اي پرنده از ره خطا مرو

 

صبور باش و شكوه از جهان مكن

 

اگر شكست بالهاي نازكت    ببند لب   فغان مكن

 

پرنده كور باش و كر    پرنده امتحان بده     پرنده ره خطا مرو

 

پرنده گر به عهد خود وفا كني   اگر مرا رضا كني

 

ز قيد مي رهانمت   به عرش مي رسانمت

 

پرنده خسته است اي خدا

 

پرنده كور بود و كر

 

تو در قفس نشانديش

 

تو درد و غم چشانديش

 

دگر بس است امتحان

 

پرنده را رها كن اي خداي من

 

از اين قفس جدا كن اي خداي من

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 17:3  توسط محمد .ا  |