تبليغاتX
راه اندیشه
آموزشی اجتماعی
زبانم را نمیفهمی٬ نگاهم را نمی بینی

ز اشکم بیخبر ماندی و آهم را نمیبینی

سخنها خفته در چشمم ٬ نگاهم صد زبان دارد

سیه چشما مگر طرز نگاهم را نمی بینی؟

سیه مژگان من موی سپیدم را نگاهی کن

سپید اندام من روز سیاهم را نمیبینی؟

پریشانم ٬ دل مرگ آشیانم را نمیجوئی

پشیمانم٬ نگاه عذر خواهم را نمیبینی؟

گناهم چیست جز عشق تو؟روی از من چه میپوشی؟

مگر ای ماه٬ چشم بیگناهم را نمیبینی؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 10:53  توسط محمد .ا  |